داشتم برنامه BBC رو تماشا میکردم یک بحث خوبی درمورد حافظه تاریخی درایران مطرح کرده بود که خیلی برام جالب بود وموضوع آن این بود که سردمداران ایران با حذف وقایع تاریخی ، باعث میشوند که مردم آنچه که بر سرکشورو مردمانشان آمده است را به دست فراموشی بسپارند و آن تاریخ دوباره در کشور تکرار شود . 
به تاریخ کشورمان که فکر میکنم می بینم از زمان پادشاهان گذشته تا به امروز ، تاریخ تکرار شده است و مردم باز مکرر آن را تجربه می کنند ، بدون اینکه با مطالعه اخبار گذشتگان از آنها درس عبرت بگیرند .
جالبه که مردم کشورمان به حکومته به اصطلاح رضا خانی به شدت عادت دارند و خو گرفته اند و هر چه که بر سرشان می زنند بیشتر تلاش می کنند و کار میکنند !!
توی تبلیغات زیرنویس تلویزیون وطنی نوشته بود که :ثبت نام از نخبه های جوان برای شرکت در المپیادعلمی بسیجیان!!!!
باخودم فکر کردم عجب فرهنگ سازی هوشمندانه ای !!!!!!
یعنی نخبه ای که بخواد المپیاد علمی در سطح کشور و بعد بالاتر شرکت کنه حتما باید جزو تیم فعال و ارتش 20 میلیونی بسیجی وپیرو و حلقه به گوش و سینه چاک اوامر رهبری باشه وگرنه باید بشینه سماق بمکه!!!!

عجب!!!!!!!!!!!
باخودم که می شینم و فکر میکنم ، به حال مردم کشورمون و فرهنگ غنی ِ از دست رفته مون خیلی غصه می خورم . وقتی می رم و کشور های دیگه رو می بینم که باوجود اینکه چند نژاد مختلف کنار هم زندگی می کنند و استقلال پیدا کردن کشورشون هم به صد سال نمی رسه ، اما آنچنان فرهنگ اجتماعی و رفتار درست توی خونشون عجین شده و به راحتی همه قوانین و آداب اجتماعی رو به بهترین نحوممکن رعایت میکنند که آدم وا می مونه ! که فرهنگ هزارسال کشور قشنگمون واقعاً به کجا رفته و چی شده ؟؟! مردممون دارن به کجا میرن و با کلاه گذاشتن روی سر همدیگه و دور زدن هم ، به کجا می خواهد برسند و چی می خوان بشن ؟؟؟؟!
جالبه که توی همین شهر به ظاهر پیشرفته "تهران"تا چشم کارمیکنه پلیس وکلانتری ونیروی انتظامیه و.... امابیشترازهرجای ممکن ، مردم خلاف میکنندوازقانون می گریزن !
البته بگم منظور من از قانون" آداب اجتماعی و فرهنگ قوانین شهروندی و رانندگی و ... ایناست .
ناراحتم و نگران برای یغما رفتن ، نه نفت ....نه گاز... نه زمین و هوا .... برای یغما رفتن فرهنگ خوب واصیل ایرانی مان !
فرهنگی که ادب واحترام و نوع دوستی ، در آن زبان زد بود .ادب و احترامی که با یه بوق زدن و چراغ زدن ، کسی نمی اومد بزنه هم نوع خودش رو بکشه و یا فحش همه عالم رو نثار هم کنند !! فرهنگی که در آن کلاه سر هم گذاشتن رو زرنگی نمی دونستند و آزار و اذیت و آبرو بردن همدیگر ، فخر و مباهات نبود !
واقعاً چه شده است ما را و مردم مارا....!!!
گفتم : خدایااز همه دلگیرم ،گفت: حتی از من ؟
گفتم: خدایا دلم را ربودن ، گفت : بیشتر از من ؟
گفتم : خدایاچقدر تو دوری ! گفت: تو یا من !؟
گفتم : خدایا تنهاترینم ، گفت: بیش از من ؟!
گفتم : خدایااینقدر نگو من ! گفت: من تو ام ! تو ،من ؟
چه زود میگذره ، انگار همین دیروز بود ، که سال 89 آهنگ نواختنش رو میزد ...و حالا دیگه نفس آخرین روزهاش رو داریم میشنویم .
البته این گذره عمرمونه ، که الحق چه زود میگذره !
نگاهی به گذشته می اندازم ، به روزهای پشت سر گذاشته شده ، به فراز و نشیب های زندگی ام ، به اتفاقات بد و خوب که گاهی بعضی اهاش اونقده شدید تکونم داده که استخونهام زیر بار سختی هاش ، کم مونده بود له بشه و .... اما بد و خوب گذشت و حالا شروع سال جدیدو باز تکرار مکررات . حس میکنم خیلی از زندگی واقعی که انتظارش رو داشتم ، عقبم ! و این ناراحتم میکنه .
راستش برای عیده سال جدید برنامه خاصی ندارم ، شایدم یک دفعه پیش بیاد ! نیست که کلاً آدم دقیقه نود هستم ، هیچی ام معلوم نیست . البته اینجوری بیشتر می پسندم تا اینکه همه چی رو شونصد ماهه قبل برنامه ریزی کرده باشم و اصولاً آخرش هم اونکار انجام نمیشه !!
دوستان خوب و عزیزم ، سال نو رو پیشاپیش تبریک میگم و آرزوی روزهای خوش و خوب رو برای همتون دارم .
هنگام تحویل سال نو ، من رو از دعای خیرتون بی نصیب نکنید ." سال نوی همتون مبارک و ایام به کام"
یکی از دوستان خوبم (آقاروح الله) طی یه بازی وب لاگی ، سوالی رو مطرح کرده بودن و خواسته بودند که هر کسی جواب این سوال رو طی یک آپ دیت یا کامنت ، بگه .
راستش یه نموره قلقلکی بهم اومد که اگه دلموبزنم به دریا چه خواهم کرد ؟البته اینا به شرطی هست که بعدش بابتش بازخواست نشم !
سوال : اگه خدا 24 ساعت گناه کردن رو آزاد می کرد. چه گناهی می کردید؟و در صورت بدست آوردن آزادی بدون قید وبند چه کارهایی انجام می دهید ؟!
راستش اولش خودم به فکرهام خنده ام گرفت ، امیدوارم فکر نکنید که من یک جانیه خطرناکم !! چون فکر کنم به عمل برسه نتونم این کارهارو انجام بدم و دلم نیاد . 
جواب : من توی این 24 ساعت ، وقتی که ساعت معکوس شروع به شمارش کنه و ثانیه ها به حرکت در بیان ، من دست بکار میشم . اول می رم دو نفر از آدماهایی که توی زندگی ام زیادی نقش منفی داشتن و باعث خیلی مصیبت و بدبختی هام شده اند رو به شدت هر چی تمام و تا ثانیه آخر که از 24 ساعته وقتم مونده بود ، شکنجه میدادم
و یه ثانیه مونده بود که وقتم تموم شه می کشتمشون ! 
تو اون مابین می رفتم و تمام مردهایی که به علت مشکلات جنسی ، زنها رو آزار و اذیت می دن و پیدا می کردم و از یک ناحیه ای خاص از بدنشون (!)
آویزونشون میکردم به درخت و از زیر یه مشعلی ، شمعی، چیزی ، روشن می کردم که ذره ذره بسوزند و حساب پس بدهند و بِرَن حالشو ببرن!! 
بعدش می رفتم یه مقداری دست می بردم تو قانون های مزخرف مملکتی از جمله قانون اساسی و یه ترتیبات خاصی بهش میدادم ! (جزئیاتش بماند!!)
آخرشم همه خشک مذهب ها رو جمع می کردم تو میدون آزادی ، لختشون می کردم می گفتم باید بندری برقصید ! 

فکر کنم باید کشیده بشه به وقت اضافه ! چون بازم مونده . 
پ . ن : به نظر من هیچ موجودی توی کره زمین خطر ناک تر از آدمیزاد وجود نداره ، همون بهتر که هزار تا چوب و چماق و قانون و اراجیف بالاسر ماه ست وگرنه چه ها که نمی کردیم !!!
بقیه دوستای خوبم رو دعوت میکنم به این بازی وب لاگی ، خصوصاً صبای گلم و آق رضا موتوری و مکتوب عزیز و ....
البته امیدوارم عمو جونی این آپ دیت منو نخونه ، چون اونموقع درجا !!دستور بستری شدنه من رو در یک آسایشگاه روانی مجهز صادر میکنه !!
ما معمولاً عادت داریم در توصیف اشخاص زیرک و باهوش و اکثراً رند و مکار از اصطلاح "آدم هفت خط" استفاده کنیم! اما چرا؟
روایتی درمورد ریش? تاریخی اصطلاح "هفت خط" وجود دارد. این روایت بر می گردد به آئین ناپسند شرابخواری در حضور پادشاه در دوران های مختلف تاریخی. در آن زمان پیمانه های ظریف و زیبائی از شاخ گاو یا بزکوهی درست می کردند که چون پایه نداشته است کسی نمی توانسته آن را روی زمین یا میز بگذارد و از نوشیدن شرابِ ریخته شده در پیمانه اش طفره برود. از این رو دارند? جام مجبور بوده است محتویات آن را سر بکشد. اما برای اینکه کسی بیش ازانداز? ظرفیت خود باده گساری نکند و از سرِ مستی با حرکت و یا گفتار خود، احترام و شأن مجلس شاهانه را از بین نبرد، هر کدام از مدعوین، پیمانه (شاخ) مخصوص خود را داشته که به جهت تعیین میزان توانائی او در باده گساری خطی در داخل آن شاخ کشیده شده بوده که ساقی برای دارنده پیمانه فقط تا حدِ همان خط، شراب در پیمانه اش می ریخته است .
به مرور زمان تمامی پیمانه های شراب را با هفت خط، مشخص و درجه بندی کردند. در مجالسی که پادشاه حضور داشته است، میهمانان معمولاً از سه تا شش خط شراب می نوشیده اند. اما بوده اند افرادی که " لوطی" !!! نیز خوانده می شدند که تا هفت خط مینوشیدند بدون آنکه حالتی مستانه درآنها ظاهر شود که در پی آن دست به حرکاتی بزنند که موجب هتکِ حرمتِ حضور پادشاه در مجلس بشود.
این قبیل افراد را "هفت خط" می نامیده اند، یعنی که آنها افرادی صاحب ظرفیت و زرنگ بوده و به کلیه رموز و فنون شرابخواری تسلط کامل داشتهاند.
این اصطلاح به مرور زمان جنبه عام و مَجازی پیدا کرده و در فرهنگ عامه به افراد باهوش و زیرک و مرد رند "هفت خط" اطلاق گردیده است.