• وبلاگ : تنها بياد تو
  • يادداشت : نانسي جان تولدت مبارك
  • نظرات : 3 خصوصي ، 130 عمومي
  • ساعت دماسنج

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
       1   2   3   4   5    >>    >
     

    اي نغمه گر عشق بردي تو ز هوشم
    آواز تو گرديد آويزه گوشم
    آورده مي نوشت در جوش و خروشم
    خمخانه هستي را بنهاده به دوشم

    مبارك باشه
    سلام..دير امدم...اما عزيزم..نانسي گل تولدت مبارك.....هزار سال زنده باشي همراه سلامتي و موفقيت و رسيدن به آرزوها....در وبلاگ من هم جشن تولده عزيزترينم..همسرم هست..خ.شحال ميشم بياين..كامياب باشي..شهزاد
    tavalodet mobarakkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkkk kisssssssssssssss

    چه بنويسم ؟

    بارها از خود پرسيده ام كه چه بگويم شايد هيچ بار خوب نبوده ام و شايد هيچ بار خود را نشناخته ام

    هميشه از درد و دل كردن مي گريختم و اكنون با تو مي گويم و شايد باز مي گريزم

    يك نگاه ، حرفهاي زيادي دارد عقل مي گويد نگاه در اصل حالتي است كه انسان مي خواهد با كنجكاوي به موضوعي پي ببرد و درباره آن تجزيه و تحليل كند.

    تماشا كردن گونه اي ديگر از ديدن و نگاه كردن است در تماشا كردن انسان به كنه آنچه مي بيند آگاه است ولي چون مي خواهد واقعه اي را كه حدس مي زند در پايان چه مي شود را ببيند به نظاره كردن روي مي آورد.

    در عشق ابتدا نگاه است اگر نگاه احساسي را كه در انسان به وجود آورد به كنجكاوي كشيد دو نفر مي خواهند پاي را فراتر گذارده ، يكديگر را تماشا كنند در اين تماشا ممكن است يكي محو شود و ديگري همچنان به نظاره ادامه دهد.

    آنكه محو چشمان يار شد ديگر خود نبود كه عاشق نام مي گيرد و آن كس كه به تماشا ، مدح ، ذم ، گمانه ، شادي و دريغ روي مي آورد معشوق است .

    عاشق و معشوق خود به جايگاهي كه مي رسند نادان هستند آنها ممكن است يار را يافته باشند اما مي ترسند كه بر زبان آورند و آهوي دشت بگريزد.

    در اين ميان عاشق دل به دريا مي زند و ابراز عشق مي كند معشوق پاي پس مي كشد چون به ظرفيت عاشق نا آگاه است از عاشق خواستن است و از معشوق درنگ كاري.

    نه آنكه معشوق به عشق نهفته در چشمان عاشق آگاه نباشد بلكه به روزهايي مي انديشد كه چگونه بايد سپري شوند و آيا واقعا اين مدعي خواهان يك دوستي ادامه دار است و يا يك هوس شوم و يا برداشتن يك جرعه آب از شاخ هاي زيباي يك آهو..

    ترا آنگونه كه ديده ام حس مي كنم هم به نظاره ات نشسته ام و هم در تو محو شده ام ، گم شده اي حمد خداي را ندارم ، حواس خود را جمع كرده ام و آلات خمر را نيز دور با عقل خود رابطه نزديكي دارم خوب مي انديشم ، عقل را بسيار دوست دارم شبها بسيار با او حرف مي زنم او در دوري تو يار من است هميشه با من است ، 3 دهه ، من مسن خواهم شد اگر نميرم ولي او مي ماند .

    پس عقل مي ماند در كلام نزديكان و آنهايي كه من را مي شناسند مي ماند و آنها زماني كه از من مي گويند به او مي گويند حرفهاي زيادي مرا آزار خواهند داد و تمجيدهاي زيادي شادمانم خواهند كرد.

    در اين ميان بسيار مي خواهم بدانم كه در آنزمان تو چه خواهي گفت آنروز كه من نباشم و تو باشي ، تو با ما چگونه خواهي بود و با خود چه خواهي كرد..........

    چه بنويسم ؟

    بارها از خود پرسيده ام كه چه بگويم شايد هيچ بار خوب نبوده ام و شايد هيچ بار خود را نشناخته ام ..............

    نانسي جان تولدت مبارك هزاران بار خواهر گل من..ببخشيد من نبودم زودتر خدمت برسم...خوشبخت هستي...خوشبخت تر باشي توي زندگيت...دوستت دارم و به اميد صدمين سال تولدت...(مائده)
    + م 

    سلام

    خدا حافظ .

    ؟

    سلام.
    وبلاگ جالب و پرمحتوائي دارين. موفق باشيد. اگه دوست داشتي سري هم به وبلاگ ما بزنيد و نظرتونو مرقوم نمائيد.
    + صبا 
    قهر نباش ..حالم خوش نبود ..نميتونستم با قيافه عبوس بيام تولدت ..اونوقت همه چيز بهم ميريخت ..تو خودت ميدوني برام عزيز ..بيشتر از هر كسييييييييييييييييييييييي...دوستت دارم
    سلام دوست جون..تولدت مبارك با 3 روز تاخيررر..اميدوارم هميشه شاد و سر حال باشي..

    تو صبح بهار شادي انگيز
    من همچو غروب سرد پاييز
    من جام تهي ز شور مستي
    تو ساغري از نشاط لبريز

    با اجازه صابخونه .... صبااااااااااااااااااااااا آپ كردي يا نه ؟؟؟؟؟ از اينجا داد زدم شايدفريادم بهت برسه !

    اينجا ديگه آخر راست

    پاي تو موندن اشتباست
    تو هم يکي مثله همه

    تو کجا ، عاشقي کجا
    چي فکر
    مي کرديم و چي شد

    عاشقي هرکي هرکي شد

    اي ول ...... اين كوشا و نانسي چه كارها كه برا هم نميكنن يكي آپ بجاي اون يكي ميكنه بعدش اون هم يه تشكر هايي ميكنه كه بيا و ببين ..... به قول بعضيها خدا شانس بده ... نه بابا فكر بد نمي كنم ... من كه حسود نيستم خوش بگذره

    عزيزم برو مي خوام تنها باشم
    بودنت براي من دردسره
    ميدونم تو هم ديگه خسته شدي
    اگه ما باهم نباشيم بهتره

    ديگه حرفي نداريم تا بزنيم
    همه درها واسه ما بسته شده
    ديگه بسه اين قسمهاي دروغ
    که دلم از عاشقي خسته شده

       1   2   3   4   5    >>    >