يادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
هوس عشق ز هر بي سر و پايي نكنيم
اشتباهات تايپي رو درست كن عزيز عمو ...چكنيم ديگه ...دشتمون ميلرژه عمو جون پير شديم ديگه .../// ميبيني اينجا هم مثل از ما بهترونا نوشتم ...
=))
ه
سلام نانسي عزيزم
مطلبت رو خوندم و اميدوارم اگر كسي كسي رو دوست داره و اگر هر كسي فكر مي كنه طرف مقابلش هم به عشق اون ايمان داره بنشينه و براي لحظه اي هم كه شده كلاه خودشو قاضي كنه كه آيا فداكاريها ، دوستيها و بر آورده كردن آرزوهاي طرف مقابلش مي تونه از طرف فردي كه روبروش هست ديده بشه يا نه .
يعني اگر ديده بشه فداكاري كه نه بالاتر از فداكاري هم بايد انجام بشه تا قرصهايي كه به خودكش منتهي مي شن اصلا هيچوقت براي اين كار از زرورقشون بيرون نياند.
در واقع قبل از اينكه خودكشي صورت بگيره فرد ... مرده باور كن !
مي دوني چرا ؟
وقتي كه بفهمي كه طرف مقابل تو رو نمي ديده و به فروتني ها و ارزش تو آگاهي نداره همون دقيقه هست كه مي ميري حالا بعضيها تحمل مي كنند و صبر مي كنند و مي خواهند خودشون تو زندگي تاثير گذار باشند يا برخي ها عين آدماي ضعيف كم مي يارند و مي خوان فرار كنند ...
حالا اين فرار كردن ممكنه خود كشي باشه يا ممكنه كندن از جايي باشه كه ادم تا بحال اونجا بوده تا شايد ديگه اونو تو خيايون دست در دست اون دختر نبينند و بدتر از همه اينه كه آدم ممكنه باارزش ترين محبتهاي خدا رو هم نبينه كه اونوقت آدم خسره الدنيا و الآخره مي شه .
---
امروز به يك دوستي زنگ زدم و خاموش بود نكنه ....جو گير شده باشه خبري ازش نداري ؟
همه ي راهها رو رفتم ...از همه دشتها گذشتم ..هر چه دريا ..هرچه جنگل زير پام بود ...سر اين جاده رسيدم ..سر جاده ...چه غبار الود و تاريک ...بين راه خسته و مونده ...يکي مثل تو.... اگه داشتم سر اين کوچه غربت ...ديگه دل غصه نداشت ...با خودش درد نداشت ...گريه نداشت ...ميشد با تو از همه چي ...از همه جا ...از همه جور گفت و شنيد .../ عمو جون چه عجب ...ببينم برام كه كامنت ميذاري چرا اينطري ميشه بيا تماشا كن . مثل مورچه صف ميكشند و راه بند مياد ..ولي من نراحت نيستما . چون ميدونم اومدي ..و دل عمو رو يه دنيا خوشحال ميكني . خاك پاتم ...///